بهانه.   

نه... به دنبال ابتدای آفرینش این علاقه نباش، عبور آفرینش از میانه، توست...

نوشته ای نبوده تا قبل از اینکه تو را بنویسم. تا پیش از اتفاق عزیز نام تو، کلامی نبوده رو ی

لبهام... عزیز... عزیز، من تا پیش از سرایش صبور تو، نبوده ام. با دیدن تو بود که چشم، با گفتن

تو بود که زبان و ... با بوسیدن تو بود که لبانم آفریده شدند، و برای لمس تو بود که دستهایم را

به من بخشیدند. بهانه بهتر از این می خواهی بانو؟!

و دلم را برای آن که تنگ تو شود... بهانه از این بهتر؟ شاید خدا هم به همین بهانه به خودش

آفرین گفت بعد سرایش انسان، به بهانهء...عشق.

 

بعد نوشت: و بهشت را برای زیر پای تو آفریده اند، بهانه بهتر... روزت مبارک، مادر انسان

لینک مطلب

<