۱/۲۲/پاييز...با وضو...با چشمهای بسته، ...با بغض...زیر ضریح...   

بسمه الله الحق...

 

 یک:... چشمهایم را می بندم...

برای دیدن که حتمآ چشم لازم نیست...

کنار این آبیها، سبزها،

کنار این عقیقهای سبز که حلقه شده دور شبکه ها...

کنار صلوات و آیة الکرسی...

 

هفت:... چشمهایم را می بندم و می نویسم...

چشمهایم را می بندم تا تصویرها، احساسها را به ذنجیر نکشند

اینجا زیبایی را می توان شنید، حس کرد، بو کشید

از چک چک زمزمه ها گرفته تا ...رگبار هق هق

اینجا زود به زود پاییز می شود

دیر به دیر تمام می شود...

 

 پنج:... از اینجا تا خود خود آسمان،

فقط یک یا علی از ته دل راه است

 

دوازده:..." دیدن "...اینجا چشمی برای دیدن نیاز نیست

شاید اگر چشمهایت را نبندی، چیزهایی را نبینی

پس چشمهایم را می بندم تا خوب خوب زیارت کنم

 

چهارده:... اسلام الیک یا صالح ابن موسی الکاظم...یا ا بن رسول الله...

 

 

http://www.dariushkabir.com/photoblog/emamzadeh.jpg

 

 

لینک مطلب

<