درد...   

بسمه تعالی

ریاست محترم کمیسیون مصالحه ستاد فرمان امام (ره).

اینجانب محمد رضا امامی، در خصوص وضعیت ملکی

 که در آن ساکن هستم واقع در خاک سفید تهرانپارس

خیابان 212 شرقی پلاک 345 به متراژ 120 متر مربع،

که حدوداً 700 متر ساختمان همکف و 200 متر زیرزمین

دارای آب برق گاز و تلفن که همگی بنام خودم گرفته

شده است و قبوض آن در پرونده موجود می باشد.

ملک در تاریخ 20/11/1359 از شخصی به نام جمال

الدین تسلیم توکلی در بنگاه املاک سلطانی واقع در

همین محل مبلغ 250 هزار تومان خریداری شده و

قولنامه ای تنظیم نمودم که مبلغ 200 هزار تومان نقداً و

مبلغ 500 هزارتومان طی یک فقره چک بانک سپه 15

خرداد شرقی که تاریخ چک 1  ماه بعد از قولنامه که بنا

بود تا رسیدن موعد چک ایشان در محضر حاضر و سند

نبود. ولی ایشان چک را گرفته و دیگر پیدایش نشد.

بنده و آقای سلطانی بنگاه دار، خیلی تلاش کردیم که

ایشان را پیدا کنیم و چندین بار به آدرسی که در

قولنامه نوشته شده بود مراجعه نموده و پیدایش

نکردم. بعد از گذشت چند سال به اداره ثبت قلهک

مراجعه نمودم و با پی گیری و تلاش فراوان درخواست

رسیدگی نمودم که بعد از مدت چند سال پرونده در

کمیسیون هیئت هفت نفره مطرح و بعد از چند بار

بازدید ملک و درج آگهی در روزنامه رسمی (3 نوبت)، و

هزینه کارشناسی و تعیین موقعیت ملک، رأی به صدور

سند به نام اینجانب نمودند و سپس در سال 1383 یک

برگ استعلام از ستاد محترم امام صادر نمودند که قصه

دیگری آغاز شد. ستاد محترم پس از مراجعات مکرر

اینجانب و گذشت چند ماه پرونده را به دادگاه انقلاب

ارجاع داده و ادعا نمودند که ملک مذکور متعلق به

شخصی که از عمال شاه سابق بوده می باشد و تمام

املاک این شخص مصادره شده، از جمله این ملک، و

بنده هرچه تلاش کردم  با داشتن قولنامه و کل قبوض

برق، آب، گاز و تلفن، و حدود 25 سال ساکن بودن در

این ملک نتیجه آن شده که پس از کارشناسی مجدد از

طرف ستاد محترم، بنده دوباره ملک را خریداری کنم و

مبلغ حدود 50 میلیون تومان بدهم.

اینجانب با حدود 53 سال سن، دارای همسر و پنج

فرزند می باشم. پسر بزرگم تازه از خدمت مقدس

سربازی ترخیص شده و دومی حدود شش ماه است

که به خدمت رفته است و بقیه درس می خوانند. خودم

مدت 23 سال است که در یک کارگاه تولیدی مشغول

کار هستم. حقوق و مزایای من حدود دویست هزار

تومان است که بعد از کسر بیمه و مطالبات حدوداً 150

هزار تومان می ماند. با در نظر گرفتن مخارج و دارا بودن

هفت سر عائله به سختی زندگی می کنم.  لیست

حقوق و کپی دفترچه بیمه در پرونده می باشد.

لذا از آن مقام محترم تقاضای مساعدت و کمک دارم که

موضوع در کمیسیون مطرح و با توجه به احوال و اوضاع،

اینجانب را یاری نمایید.

از خداوند منان سعادت شما را آرزو مندم.

با تشکر

بنده حقیر، امامی.

بعد نوشت: اینها را همین امشب پدری با 53 سال سن و دستهای پینه بسته نوشت و داد که پسرش با بغضی غریب تایپ کند... و من حالم بد است... و روحم درد می کند و دارم به 14 خرداد فکر می کنم و...

بعدتر نوشت: و تو آگاه تری بر این همه، جناب اعلم بما لا یعلمون...

 

 

 

لینک مطلب

<