!!!

 

مادرمو کشتن

 

 

fatima3.jpg

/ 8 نظر / 4 بازدید
سليم

با سلام وب لاگ زيبايی داريد اميدوار سلامتی شما

ادیسه

بگو... بگو علی با روزگار بی تو ... چه کند؟

maman

...

پاییز؟؟؟!!!

به به ...چه قدر معنا و اندوه در کنار هم در اين پست بود.

پاییز؟؟؟!!!

سلام می بخشيد من سر در نياوردم از کامنتتون ...ولی بگمک يه چيزی را که من منظورم اين نبود که من در رنجم منظورم اوضاع و احوال در کل بود و احيانا نمي خواستم بگم که همه رنج می کشن ... من مي دونم با خدا بودن يعنی غنا ...سخته نمی شه تو يه کامنت توضيح داد ...

نازگلی

سلام ممنونم از نظراتت وخوشحالم کردی من از نقد کسی ناراحت نمی شم.بازم حرافای تازه زدم. ولی از کسی تقليد نمی کنم من فکر کنم از ۸۲ تا الان کتاب شعر نخوندم متاسفانه .ولی بازم بهم سر بزن وبازم نقد کن

maman

نمی دانم چقدر بايد برايش صبوری بخواهم...در پناه خدا پسرک..در..پناه..خدا..

آسمان جل

دریاب غریبی را که از کاروان محبت بر فراز قله ی اندوه تنها مانده است .