شکسته... از عبور نفسی میان زخمها....بین سکوت صلیب و بی حیایی سنگها.... صدایی برامد که:

هان، آنها که خود به معصیتی نیالوده اند سنگ بردارند!


بعد نوشت: برای خودم، به خودم،‌از درونی که درد دارد.


بعدتر نوشت: برای چین، برای دستان مانده زیر آوار، و نفسهایی که هنوز امید دارند... دعا کنیم.

بنی آدم....

/ 4 نظر / 7 بازدید
شهاب

دنیای دل شکسته . . . [ناراحت]

حامد

نمی دانم... هم چنان تا نمی دانم ها... کلا من حرف هام قابل ایگنور کردن هستند... می تونی بی خیالش بشی... و ای که من هیچ حکم کلی نمی کنم... ادم ها ممکنه هیچ کدام ان طور که من تصور می کنم نباشند.. می شود جور دیگه ای هم آن ها را دید.. من اما حس و حال ام را می نویسم. فارغ از درست بودن... یا نبودن... من فارغ نظر می دهم... حس را نمی شود توجیه کرد.. من می شود از تو بدم بیاید و تمام 7 میلیارد ادم دیگر دوست ات بدارند... نه دلیل درست بودن من است و نه دیگران... انسان ها برای من هزار گوشه های هزار جور هستند... حوصله ام از این هزار جوره های یک شکل سر می رود گاهی.. دست خودم که نیست..

L'petit ALI

مصیبت همیشه آجر و تیر آهن روی سر آدم نیست...دعابرای همه...