گاه نوشت

suffer.jpg

و آه از زخمهای دانستن

که می سوزند و می سوزانندو فرو می روند و به درون رسوخ

می کنند و به استخوان می رسندو به روح می رسند و...

و روح

و روح

انگار گلوله ای آغشته به شمع در سراشیبی تند و بی انتها

که هرچه روانتر می لغزد و می رود، آسانتر می سوزد و...

آه از زخمهای دانستن

از تازیانه های شهود

از دیدن و دیدن و دم فرو بستن

آه از زخمهای دانستن و دردی که با خود به همراه می آورند

که درمانش...خود دردی دیگرست...

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آيينه

راستی بودن محبوبی از اين دست که نوشته ای رو بهت تبريک می گم و هم به او

حميد (درکوچه باغهای بيابان)

عقل میگوید بمان و عشق میگوید برو ... ...... .. اکنون بنگر حیرت میان عقل و عشق را ! بنگر حیرت عقل را و جرات عشق را ! راحلان طریق عشق میدانند که ماندن در رفتن است. یاحق

حبيب

آئينه تار آينه داران تمام لال

دريای گوشه گير

سلام همسايه ي مهربان من دو سه هفته يي عجيب درگير امتحانات زبر و بد تركيب و از خدا بي خبر بوديم و خدا را شكر كه حالا خلاصيم... مهربانيتان دارد همينطوري هي لايه لايه در دل ما رسوب مي كند و چه خوب كه.... هيچ... بگذريم..

دريای گوشه گير

راستي... از اين زخمها كه گفتيد زياد نيست اين روزها... اگر داريد خوش به حالتان... خونش رنگين تر شده و قيمتش را دلالان هر روز بالا تر مي برند... اين روزها هم كه دعا يادتان نمي رود ديگر... دست دلتان درست... ياعلي.

مهلا

و چه خوشن اونايی که نمی دونن اما چه می شه کرد که بعضی به حکم لياقت محکوم به خوردن ميوه ی تلخ آگاهی هستند.... زيبا بود.

LE petit ALI

درمان هميشه درد داره..اما خب عوضش بعدن خوب ميشه.هاا؟ فهميدم يا دوباره بخونم !

خواهرم هنوزم؟!

سلام و چه خوش تبعيدی است اين تبعيد ابدی ... ملا محمد صدر عزيز چه نزديک بود و نمی دانستم

دريای گوشه گير

حالا چرا قاطی می کنی داداش!!؟... ما که حرفی نزديم... اونی رو گفتيم که به عقل ناقصمون می رسيد... وگرنه اگه عقل و شعور درست و حسابی داشتيم که خيلی از اين بالا ترتون رو هم می ديديم... شما بالایی عزیز... سقوط هم نمی کنی... چون واقعا بالایی... البته نه اونقدر که دیگه رفیق نباشی... و نه اونقدر بالا که مجبور باشم برا دیدنت از دیوار مردم برم بالا... اصلا من خودمم بالام.. برا اینکه چش تو چشم رفیقم بشم هم همین که یه ذره قد بکشم کافیه... حالا درست شد؟... می فهمم چی می گی... کار ما يه نمه از اين حرفا گذشته ديگه آخه... خيالت راحت بالا نشين من!

شمن

از التفاتی که به ترجمه هايم در دیوار آجری داشته ايد ممنون و خوشحالم...باز هم از این خوبی ها در حق من بفرمایید.