۱/۱۶/ما

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دل رفت... به جایی که عرب نی انداخت

نکنیدش دنبال، نرویدش از پی

تبر تیز تماشای طرب ورزی او

سرو رؤیای مرا ساقه... بیا نداخت زپی

 

آبان

 

http://www.calresco.org/kawash/full/moon.jpg

/ 6 نظر / 10 بازدید
maman

انجا که عرب نی انداخت و...دل/ به تماشای خيال شب او زانو زد/ انجا که دلت ماند و تبر خورد ز پی/دست را بالا کن...شکر کن حادثه را...شکر کن حادثه را... (به پناه امن دستانش می سپارمت...)

مژگان بانو

سلام بر آقا ميثم پاييزی عزيز. احوال شما آقا؟ مشتاق ديدار هستم باور کنيد. و شرمنده به خاطر تاخير در آمدنم. اميدوارم با تحويل سال جديد خانه پاييزی تان رنگ و بوی بهاری واقعی به خود بگيرد... يک خانه تکانی.. وقتش رسيده؟ اينطور فکر نمی کنی آقا ميثم؟

علیرضا

سلام.سلام که همواره بهترین وازه بوده. امید که همواره دلت شاد و لبت پر زخنده باشد.

فهيمه

سلام همسايه/ دل مي رود ز دستم صاحبدلان خدا را / دردا که راز پنهان / خواهد شد اشکارا.../ دل هميشه پی ياری بوده / بوده تا خويشتن را کند از بند ملامت ازاد / ليک انکس که دلم ديد صدايش نشنيد .../ اینم یه شعر فلبداهه بود برای پاييزی روحت

پـــر وا

دلم رفت آنجا که با يک گل بهار نمی شود .......... آنجا که حتی جوجه هايش را هم آخر پاييز نشمارند.....