سوال...

یک فیلمنامه با دو خط...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

مکان: هیچ جا

زمان: همیشه

هنرپیشهء نقش اول: هیچکس

هنرپیشهء نقش دوم: ؟؟؟؟؟؟؟

....................................................................................................................................

...: اگه گفتی شباهت آدما با برگا چیه؟

؟؟؟؟؟؟؟: نمی دونم، چیه؟

...: هردوشون حتمن باید بمیرن تا صداشونشنیده بشه!

 

http://bcp.phys.strath.ac.uk/images/people/uf/2000%20Justi%20in%20geysir%20fog.jpg

 

 

/ 21 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
maman

داستان.داستان مادری ست که در لالايی شبانگاه به کودک خويش گفته بود:گل زيباست.و کودک گل نديده پنداشته بود که گل زيباست.فرداها که از جوار گل می گذشت به يک نيم نگاه حدود گل سپری کرد.پس مادر گفت:اين همان گل است که زيباست.و کودک گل را چيد ومادر هم تناقضی نديد چه او را نيز نگفته بودند زيبايی چيست...زيبايی آن قلبی است که وا مي گذارد گل را تا نوازش به چشم عابران بخشد.ومن هر دم به گلی پايدار می رسم با خود ميگويم:...مهر عابران را می بخشد اين گل...

آیلار حامد

خوبی همراه شب های گاه و بی گاه.... مرسی از اين پيوسته بودن ات....

بانوى ارديبهشت

من اون فيلم رو مي خوام.. لطفآ.

آیلار حامد

و کل حادثه ها ناگهان اتفاق می افتند .. از اين رو است که حادثه می شوند... و انسان در تلاطم حادثه هاست که می جويد جوينده شونده را .. و در همين کش مکش است که می يابد نجات دهنده را .. تا بعهد

صبور

شما يه وقت آپ نکنين ها،ما اصلا منتظر نيستيما،پایدار باشی و توانا،در پناه مهر.

parandeh

هر دم از روی تو نقشی زندم راه خيال...با که گويم که در اين پرده چها مي بينم.....ما غرق نوريم ولی بيخبريم...يا حق.

ساحل نشین اشک

گاهی هم مردن کافی نيست .. بايد زير چکمه های زمان له بشی تا صدای استخونات بياد ... دردم گرفت . مرسی . قولنج دلم شکست !!!

maman

نمي نويسی پسر؟...خودت خوب می دونی که بهوونه برای نوشتن زياده.اما ميشه اينبار خواهشا به ...خاطر دو تا چشم منتظر...و يه عالمه احساس بنويسی...اصلا راحت تر بگمت...دلم يه/ خاطره خيس/ ميخواد...(حرف من رفتن بود راه من سوی دگر از طرف ديگر بود)...به قول يه عزيز قدیمی پاشو دست نمازت رو بگير..ذکرت رو بگو...مابقی هم..رحمت خودش...در پناه امن امن ترين پناهها...پناه خداوند...ببخش

یکتا

سلام ... ساکتی ... خيال می کنی مهم هم نيست ... باشه آقا ... باشه ...

پر بهونه

ي زن که دلي پر از صفا داري از مرد وفا مجو ، مجو هرگـــــــــــــــــــــــــــز او معني عشق را نمي دانـــــــــد راز دل خود به مگــــــو هرگـــــــز!هرگــــــــز! ((فروغ فروخزاد)) سلام دوست من ...موفق باشی منتظرم.