...

مثل فکر رفتن، به ذهن تک پرستوی مانده از کوچ، من... آمدم

 

                                         http://www.rspb.org.uk/Images/2818038-00153-557_tcm3-25152.jpg

 

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mehrabun

خوش آمدی پيش منم بيا بچه گرمساريم ديگه!!!!!!!!!

میثم

هنوز زخمی اونيم که اومد و خنجر کشيد و رفت، بی آدرسی و نشونه ای... عزيزی هر کس که هستی...مگه خودش نگفته به هر کسی قدر وسعش ميدم، قرآن که فقط برای سر سفرهء‌عقد و بالای سر سرباز نيست. آدرس بدم؟ آخر سورهء‌بقره: ... لا يکلف ا... نفسن الا وسعها... اين کلام من رو که آروم ميکنه تو اين روزهای التماس هر شبه برای رفتن و تحمل هر روزه برای موندن... ببين چقدر حرف دارم برات... پس نشونه بذار و بنويس عزيز...آخه من زخمهامو دوست دارم،‌چون يادم ميندازه که درد هست،‌پس درمان هست. پس بی دردی يعنی...بنويس لطفن...با نشونه بنويس...

هدا

خوش اومدی ... همين .

پروانه

ياد شعری افتادم:من پرستويی بودم که هر گاه برف کفنم کرد کوشيدم اشيانه ام را در چشمانت گرم کنم....دنيا به اين اسونی تموم نميشه .بايد تجربه کرد.هرچی تلخ تر بزرگتر.بهتر.تو اين دوره زمونه باید اميد رو با چنگ و دندون حفظ کرد.باختن واقعی از دست دادن اميده... راستی سر من خيلی سنگينه اما سر خودت از همه سنگينتره...واز همه کم ضرر تر خداست که کليدقفلتو داره.پر اميد باشی جوون.دعای من پشت سرت

*

((.....من هم دعاتان می کنم تا ديگر از هر نگاه نادرست و طعنه تاريک نترسيد..از پسين و پرده خوانی غروب/يا هجوم نابهنگام لکنت و گريه نترسيد....))ممنونم به خاطر دعاهای صادقانه تون.متشکرم.گفتم شايد خوشحال بشین بدونين به جز ارشد،معماری هم قبول شدم..آرزوی بزرگی که هرچند بهش نمی رسم اماهمینشم واسم کلیه و دوستش دارم..باز هم ممنونم

فهيمه

گفته بودم چو بيايی غم دل با تو بگويم چه بگويم که غم از دل برود تا تو بيايی ميثم جان خوش اومدی . خوشحال شدم .

...

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند و عيال و خانمان را چه کند ديوانه کنی هر دو جهانش بخشی ديوانه تو هر دو جهان را چه کند...

raha

خيلی خوبه که اين همه دوستان با معرفت و با صفا داری ...هميشه برات دعا ميکنن...قدر اين نعمت را بدون همين.

maman

و اما پله دوازدهم...اللهم بحق ليلتنا هذه و مولودها و حجتک و موعودها...(در پناه مهرش...)