/ 8 نظر / 4 بازدید
بهار

اگه بگم شب يلدات مبارک خوشحال می شی يا ناراحت ؟ قشنگی چيزايی که دوستشون داريم به همين نبودن های گاه و بيگاهشون معلوم می شه . قبول داری ؟ پس شب يلدات مبارک . به اميد پاييز های ديگر در کنار پاييز شما .

maman

:)

سوده

کسی غروب کرد و بعد کسی کنار قبر او به انتظار مرگ خود نشسته است کسی غروب کرده است و ترس روبه رو شدن و گريه های وازده مرا زشهر گنگ تو .... ببين فرار کرده ام ولی چه سود؟ گذار من به آفتاب سرد شهرتوست در اين ميان ميان خيل زندگان بی هدف کسی غروب کرده است ومن عزای ناشناس ديگری به بر نموده ام ...دلم گرفته است طبق طبق ستاره هم برای عقده های در گلو و در تنم نه مرهم است نه راه چاره ای دلم گرفته است رفيق دورها و دورهای من دلم برای دردهای کودکان بی گناه دلم برای اشک های يخ زده ... دلم گرفته است وکاشکی به جز سياه کردن دل سپيد دفترم کسی به من تعلم نجات می نمود

سوده

غريب تر ازآنکه در ديار خود به بی کسی دچار گشته است؟ و مرده تر ازآنکه سالم است ولی به علت وجود و زندگیش پی نبرده است؟ رفیق دوردستها رفیق شعرها و گفته ها و درسها دلم گرفته است..برای من نه چاره ایست نه مرهمی نه راه حل ساده ای قصیده ام به سر رسید ولی چه سود گه یگ گره ز عقدهای در دلم نه وا شده نه کم شده تورا به آب تو را به خاک تو را به آبی بلند آسمان تو زنده باش وفکر کن به فهم درک خلقتی که سخت نعمت است سوده/امروز اولين روزهای ديماه بايد باشد چيزی در همين حوالی

سلبی ناز

نسخه ی آقای دکتر بروی چشم. چرا که من با واژه های شاملو خيلی لحظه ها را زندگی کرده ام. خيلی لحظه ها تب کرده ام حتی. تبی شیرین از پنجره ی تازه و شگفتی که به چشمانم گشوده و... در کل خیلی دوستش دارم. البته گوش سپردن به صدایش را ترجیح می دهم وقتی می خواند و آرام و موقر و سنگين در گوش ات طنين می اندازد.

محراب عزيزی

اول سلام دوم زيارت قبول سوم سروده ی جديدتان مناسب حال امروزی ام بود. به جان ماهتابتان! يا علی