کمی...

خمودگي اين واژه ها را شما ببخشيد

بانوي نورهاي ايستاده تا به عرش

به نجابت نگاه نگرانتان كه حسن مطلع هر چه غزل

اينها را شما ببخشيد

اينها را كه كم مي شوند

كه گم مي شوند ميان موج معنا هاي محال

اين....................................هجوم هميشهء نفس تنگي هاي كلمات ...

و خمودگي واژه را

شما ببخشيد

 

آهاي بانوي بارانهاي موسمي من

هواي حضور هميشه روح بخش اين حوالي

دليل دلتنگي... دليل دلتنگي

از اين نرگسيهاي خيره به خودم كه پنهان نيست

از شما چه پنهان

امشب... پيش پاي همين حلول ماه تان

قلك همهء واژه هايم را... شكستم

دل به دريا دادم گفتم باداباد

خراب خجالت خوابهاي بي تعبير اين روزهاي خودمان كه هستيم من و واژه ها،

خيلي هم كه بد بشود، مي گويند لا اقل خريدار كه بود

دل كه ... داده بود

شكستم و شمردم و... آمدم پيش حرفهاي دلتنگي

آمدم واژه بازي كنم

مي خواستم بياورم شما را اين پايين

آنقدر پايين كه بشود گفتتان، شنيدتان و... نوشتتان

محصورميان ديواره هاي كلمات

خواستم ...

 

آهاي علت العلل لكنت زباني اين جمله ها

توصيف محال

من...  سرايندهء صبورترين صحنه هاي تماشاهاي رو به شما

با تمامي آنچه واژه هست

بريده بريده ... بيداد بغضهاي بهانه گيرم را بهانه كردم

كه شايد چيزي بشود نوشت كه كمي شما باشد

مقداري محدود و ميانه از آن همه...

و نشد كه بشود

همه را گذاشتم پيش پروانگي هاي ساده سكوت

همان چارهء هميشهء بيچارگيهايم،

وقتي جذر و مد مي كنيد اوضاع اين بركه بلا زده را

و سكوت... عجب ترانه شيرينيست اين وقتها

و من... چه خوشبخت...

 

 

 

 

/ 16 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لی لا - آبی آسمانی

چه عاشقانه‌ی فوق العاده‌ای. تصويرمن از شما مردی آرام و محجوبی‌ست که حالا عاشق هم هست... برافروخته، خجالتی و خندان :)

درياي گوشه گير

و چه لکنت شيوايی ست همين بند آمدن های زبان در حضور حضرت خيال شما... ..................................................... اين لکنتها معمولا حس خوبی به آدم می دن... می فهمی بهونه ی قلمت اونقدر بزرگ هست که به اين راحتی و هر وقت که خواستی نتونمی براش بنويسی...

سوده

(( ...عاشق که می شوی..خيال تو يعنی..حکومت دوست..)) ((من هم دعاتان می کنم تا ديگر از هر نگاه نادرست نترسيد از هر طعنه تاریک نترسید از پسين و پرده خوانی غروب يا از هجوم نابهنگام لکنت و گريه نترسيد دوستتان دارم سادگان صبور.سادگان صبور..)) زيباترين واژهای سيد علی صالحی تقديم شما..

باران

سلام ... حکومت چشمهايت را دوست دارم ... فرصتی مهربان برای بیرون آمدن از خود ... و دوباره خود شدن ... من برگشتم و منتظرم ...

L' petit ALI

منم ازون کلمات خوشم اومد...خمودگی واژه ها

بانوی اردی بهشت

سلام همسايه :) چقدر کامنت سوده رو دوست داشتم .. شما که خوبيد انشالا؟ بوی بهار ميده پاييزتون. با لبخند. يا حق

سلبی ناز

سلام همسايه... فقط سلام و همين کافيست و بزرگ.