غارتنهايی

کشتمشان،یک یکشان را،بی رحمانه همچون چنگیز،مانند تیمور،همه شان را سربریدم،گردن زدم و بر دار کردم،شادیهای کودکیم و شور نوجوانیم را غمهایم واحساسم وخاطراتم را و...عشقم را،کشتمشان،مسلحشان کردم و...بزرگ شدم،همانطورکه دیگران می خواستند،دیگر نه چونان کودکان شیطنت می کنم ،نه دیوانه ام چون یک نوجوان و نه جوانی می کنم و عاشقی. سر به زیر گرفته ام و آرامم، دیگر حتی ترانه های کودکیم را هم زیر لب زمزمه نمی کنم. دیگر حتی نارضایتی هایم از سر بریدن حقیقت بر پای بت پوشالی مصلحت،دلخوریهایم از دروغ و اعتراضم به غیبت و هزار ننگ دیگر،که آذین شده این روزها بر رخسار آدمیان، دیگر با اینها کسی را نمی آزارم،که من آزردن را دوست نمی دارم، من دوست داشتن را دوست می دارم. همهء آنها را کشتم و حالا.....با دستانی خون آلودو چشمانی اشک ریز جسدهایشان را یک یک به دخمه های تاریک تنهاییم می کشانم. به آنجا می برمشان تا دفنشان کنم، چون می دانم اگر غیر ببیندشان آنها را هم چون من به صلیب ترحمشان مصلوب می کند و به تیرنگاههای دلسوزیشان مضروب. در همانجادفنشان می کنم و هرصبح با طلوع آفتاب وهر شب با آمدن مهتاب به سوگشان می گریم،دور از چشم غیر بر مزارشان خواهم گریست. آرام و بی صدا.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

و شبی خواهد آمد که در آنجا در کنار معصومیتها سپید کودکیم و شور سرخ نوجوانیم، جایی گوشهء تنهاییم برای همیشه خواهم آرمید.

 

به مهمانی غار تنهاییم می روم

به جایی که تصویری از غیر نیستhttp://www.zettmar.com/images/cave.jpg

نه از من بپرسند عقلت کجاست

نه کس داند آنجا که دیوانه کیست

 

به مهمانی غار تنهاییم می روم

به مهمانی میخک و قاصدک

به بزم غزلخوانی آسمان

به بزمی پر از شاعر وشاپرک

 

چه آنجا زمین مهربان است با آسمان

چه آنجا خدا واضح ودیدنی است

درین بزم بی رنگ تنهاییم

غم زرد پاییز هم خوردنی است

                                    

                                  آبان

                                          تهرا ن

                                          مردا د 82

 

 

 

/ 8 نظر / 3 بازدید
عرفانه

سلام ممنون از راهنمايی شما خيلی استفاده کردم حتما تو شعرای بعديم بيشتر دقت ميکنم. محبت کردين که اشکالاتم را واضح توضيح دادين

نيلوفر

سلام مرسی از اينکه بهم سر زدی باز هم بيا

نيلوفر

اسم سايتم در پيام قبلی اشتباه تایپ شده -

مژگان بانو

سلام همسايه خوب! ان شاا... پاسخ نامه را هم می نويسم. ضمن اينکه اميدوارم شاگرد هم بپذيريد و غلطها را تصحيح کنيد. درباره شاديهای کودکانه و نوجوانانه تان هم... حتی اگر نکشيم هم می ميرند. زنده باشی آقا.

انیس

سلام آقا ميثم.فکر می کنم خيلی زود بود که اين طور قلع و قمع بشن.

كلاغ

و چه زيبا بزمی است ، بزم تنهاييمان در حضور خدا .... بازم ممنون كه بهم سر زدي ، فردا ميام دانشگاه ...

soudeh

آفرين خيلي زيبا بودن..آقاي امامي شما كه اينقدر سنگدل نبودين!تازه تا جايي كه من مي شناسمتون قصاب هم نيستين….نوشته هاتون بوي غم دارن…بوي نا اميدي مي دن…كاش وقتي تمام اون غمها و غصه ها رو كشتين ديگه واسشون گريه سر ندين…كاش لبخند جايگزين همه دردهاتون و گريه هاتون بشه…با يك عالمه آرزو هاي خوب و شادي آفرين براي شما..

soudeh

راستي من هم به روز كردم..سر بزنيد..خوشحال مي شم…يكشنبه حتما امانتي هاتون رو پس مي دم..ببخشيد اگه اذيتتون كردم….