نقطه سر خط

زندگی آیینه ایست...انعکاسی کامل، از آنچه می خواهیم و می کنیم...تصویری از ما، رؤیاهایمان،سرشتمان و ذاتمان که گاه روشن است و سپید و گاه...، آنچنان که از دیدنش در آینه، قطرات شرممان با اشکهایمان می پیوندد...زندگی آیینه ایست، کامل و بی زره ای کدورت و نا پیدایی، آنچنان بی آلایش و صاف که انگار خود, ماست..خود, خود, ما...اگر در این آینه بخندیم به ما میخندد...اخم کنیم، اخم میکند، گریه کنیم...اما...تنها در دو حالت، این آینه بر عکس آنچه ما هستسم نشانمان می دهد، شما بگویید آن دو حالت کدامند؟... و ما هر لحظه، هر ثانیه، هر ساعت و هر روز...همیشه و هنوز..ایستاده ایم روبروی این آینه..روبروی خود, خودمان...روبروی زندگی....<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

سیم آخر و جنو ن، زندگی بی خودی

کوچه های جردن و برجهای رو به باد

پله های دلهره، پشت بام و ارتفاع

نرده های پشت بام،

یک قدم جلو ترو یک نفس عمیق تر

یک پرش، سقوط و جیغ

آمبو لانس و .....خود کشی

http://www.orangemarilyn.com/images/suicide.jpg

 

کوچه های دود و بوق،

کوچه ها ی خستگی،

بی ترانه و شلوغ

یک پل هوایی و، پله های مارپیچ

گامهای مرتعش، پرسه های گیج گیج

یک نظر به شهر دود، یک نظر به آسمان

مغز و ترمز و زمین،

اشکها و .......خودکشی

http://www.kiberpipa.org/gallery/album50/suicide.sized.jpg

 

امر خیر و حکم شر،

مشق و درس و خواستگار

گوشهای پشت در

ازدواج و حبس و قفل،

روزهای داد و قال، گریه های عصر و شب

یک فرارسر خودی

باز هم پلیس و حبس،

انفرادی و کتک، چهره های خط خطی

تیغ و دست و شاهرگ،

چکه چکه های مرگ،

یک سنای سرخ و گرم

غرق خون و...... خودکشی

http://echaos.free.fr/mirage/snapshot/2000/suicide.jpg

 

سفته های سفر و یک،

یک چک تقلبی

ترس از فلان طلب

پشت در صدای زنگ،

_" اِ! بگو که نیستم، رفته ام مسافرت! "

حکم جلب و آبرو

یک اتاق خالی و یک سر پر از عدد،

یک طناب و صندلی،

لحظه ای سکو ت و بعد....

یک تکان و ......خو دکشی

http://www.designwrite.com/havoc/issue001/images/suicide.jpg

 

- " آمدم سر قرار."

- " آمدی؟! ندیدمت!! "

- " بار چندم است این؟

خسته ای اگر بگو، نترس

دل کشی که قتل نیست "

یک قرار دیگرو، باز هم نیامده

زنگ هم که می زنی، حرفهای سر سری

یک شب سیاه و تار، مثل مثل مردگی

بسته های قرص خواب،

سبز و زرد و قهوه ای

رقص قرص ها میان آب

یک قلپ، دو جرعه مرگ،

خواب و خواب و ......خود کشی

http://www.snopes.com/holidays/christmas/graphics/suicide.jpg

 

یک اتاق شیک و پیک،

یک ملا فهء تمیز

یک فرشته روی تخت،

تازه دیشب آمده،

با عذاب و سخت سخت

آمده میان ما، بین دود و خستگی

خنده های بی دلیل، چشم های باز باز

باز هم شروع و باز،

کودکی که می رود، روبه روی زندگی

باز هم شروع و باز،

کودکی که می رود، روبه روی زندگی

http://www.youth2000ny.com/Help/crying%20baby.gif 

                                                       آبان

 

                                                       دی 1382

 

www.tarjomedun.persianblog.ir ترجمه دون آپ ديت شد....

 

 

 

 

 

 

/ 36 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرنوش

...شايد درسته که سرنوشت هر کس شخصيت اونه..................... ما در دورانی آرام زندگی نمی کنيمِ، اگر خودمان هم به خودمان کمک نکنيم شايد واقعأ رمه حلی جز خودکشی نمی مونه...

مهرنوش

ببخشيد منظورم « راه حل» بود!!!

آقا طییب

سلام به ميثم عزيز...اره راسته ..يه نمور تو های ما قاطی شده..مثلا اين نوشته رو من سعی کردم زيادی اسمونيش نکنم...اما اون توی نوشته های قبليم حکايته مريميه که يه روز روبروی اين کليساهه تو ميدون هفت تير فهميدم خيلی مقدذسه...بعد خودشو سوزوند که نپرستمش قافل از اينکه مسيح من شده بود....عمرا اگه گرفته باشی...راستی جريان اين ادرسه چيه که ابجی انيس داده...اخه من يکی دو هفته پيش اونجا بودم.....شمام اره؟.........کالا خيلی اقايی.يا عشق.

مهرنوش

سلام دوست عزيز. از شما ممنونم که خواستيد برايم توضيح بدهيد. اما من با شما کمی اختلاف نظر دازم: اولا همه کسانی که خودکشی می کنند لوس و ننر نيستند، صادق هدايت و ونسان ونگوگ دو نمونه در ميان نوابغ...من حتی به آن بچه جردنی هم اين طور نگاه نمی کنم، اولا در جردن زندگی کردن در اکثر موارد نشانه پولدار بودن هست ولی نه در همه موارد. ثانيأ - نميخواهم قيافه بگيرم که پول خوشبختی نمی آورد و از اين حرفها- ولی کی گفته که کسی که پول دارد خوب و درست زندگی کردن را هم بلد است؟ بماند. از اينها گذشته شما به خودکشی به شکل يک فرار نگاه مي کنيد چون زندگی به نظرتان ارزشمند است ولی همه که يک جور فکر نمی کنند، زندگی از ديد بعضی آدمها ارزش زندگی کردن را ندارد... (من راجع به خودم حرف نمی زنم والا الان در خدمتتان نبودم و هفت کفن پوسانده بودم!!! فقط می خواهم بگويم که محکوم کردن ديگران آسانتر است از سعی کردن برای فهميدنشان و يا حداقل از قضاوت نکردن در موردشان) شما فکر می کنید حتما یک نفر باید به ته خط برسد تا خودش را بکشد؟ نه اینطور نیست... به نظر من زندگی برای بعضی آنقدر مهم نيست که خيلی سخت از آن بگذرند...بگذريم، باز هم ممنون.

kalagh

hi there .. i see you hit the nail on the head .. it was nice at all ... it was a big deal ... note that : you are the first one since i quit writin` shits on my weblog that i write something for him/her .see you in HELL maybe .your crow

تشنه

سلام انگاروبلاگ شماماهانه آپدیت می شه.

...

به نظر من شما خيلی ربح وحشت با شعر ابلحانتون نشون می دين اين نوع طرز فکر ديگه مطرور آقا جان روانی هستید دیگر دیگران را می آزاری که تحسینتان کند می خواهی خودت را بکشی خوب بکش چرا حال و احساست را برای من می گویی ابلح !

maman

زيييييييييييييييييييينگ. پاشو پسر خوب .پاشو يه چيزی بنويس . چيه مداد نداری ؟. بيا مامان جان اينم يه تيکه زغال (ــــــــــــــ‌) .پس بسم الله . منتظرم.

ليلي

سلام...خيلی خيلی خوب بود...البته نمی دونم نوشته ی خودتونه يا نه...ولی با اين وجود خيلی از وبلاگتون خوشم اومد...واقعا تحت تاثير قرار گرفتم....موفق باشيد