…نیست؟!!!

من اينجا نبودم، به اين زار و رنجور و مست<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 حديث هزاران هم آوازگیتان مرا پای بست

 

مگرجرم من جز جنون است هان؟

مگر کیفر کفر بر عاقلی، حبس در دوزخ است؟

 

مگرآنسوی پنجره نور در احتکار شماست؟

که اینجا طرفهای خورشید من هم شبست

 

همینجا بمانم در این تیرگی تا نگاهم کنید؟

که از شرمتان شاید این بند ظلمت گسست

 

چنان مرغ تنها هم آوای آواز قفل و قفس

که در آبی دام گستردهء آسمانها نشست

 

دلم آنقدر ساز تنهای "من" کوک کرد و نواخت

که با یک تماشایتان، "ما" شد و رفت و رست

 

همانم هنوز و سر دین خود مانده ام

همان مرغ آزادهء حبسِ پرواز زندان پرست

 

اگرگفته بودم جنون عين چشمانتا ن هست...هست

اگر نه، من اينجا نبودم در اين اوج پست

 

 

                                                  آبان

                                                 18/1/84

 اينجا هم تشريف بياوريد.

عادت را ترک کردم در ترجمه دون

http://www.swr3.de/__pix/cover/160x139/10569.jpg

/ 18 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مینا

دوست عزيز سلام.اميدوارم که خوب باشيد؟خيلی غم انگيز بود.اميدوارم که روزگار برای شما بهتر از اين نوشته باشه.

بانوی اردیبهشت

برادرای من دردتو گفتن ..... پای بست ... احتکار ... شرمتان ... حبس ... زندان ... اوج پست ... اين غزلواره پر از کلمات قشنگ و اميدوار کننده بود .. حداقل برا خودتون ... ممنون .. يا حق

maman

درد ويرانی اين غنچه پرپر شده را /خاک اين باغچه مي فهمد و بس/ درد زندانی اين شبنم بی دل شده را/شاخه بيد بلورين شده مي فهمد وبس....

maman

ميدونم شايد تکراری باشه پسر...اما به پناه امن دستانش می سپارمتان...با آرزوی آرامش...

آقا طيب.

هامد مزخرف گفته هامد چند روزه اصلا هالش خوب نيست من رفتم تو بلاگ يکتا دو تا کامنت نوشتم که اخر مسخره بازيه خودم ميترکم از خنده اونوقت گيج اومده نوشته با نظريات مسعود موافقم کلا اين ادم با من موافقه.اعتراف ميکنم که کامنتم برای تو زری بيش نيست دمبال معنی نگرد.شايدم بگرد قشنگ ترين هرفا تو همين مسخره بازياس.جيگرتو بخورم دلتو ببرم.يا عشق.

mirzaa - ghalamdoon

سلام ...... داداش !!!!! خيلی مخلصيم......همون ايراداتی که گفتيم .......بقيه ش ..دستت درست

حامد

يه روز يه ديوانه ای آمد ... فکر کرد که ماه بدر همه را همان قدر ديوانه تر می کند که او را ... مسعوده ديگه .... خب ....يا خيلی عاشقه ... يا خيلی ديونه ... يا يه عاشق ديونه ..من و يکتا که آخر نفهميدم ...بذار بگه ....کی گوش می ده !!! من ؟؟؟ آره .. راست می گی ... حالا اين ديونه يه نيم خط حرف ادم حسابی ها رو زد و ما هم تعريفش رو کرديم ... باشه اصلا .... ۱-۰ به نفع مسعود ...ما که حرفی نداريم...

torna

حتی ز برگی هم نمی ايد صدا امشب

يكتا

سلام.گمانم تولدی اينجا بايد می بود... پس کو؟! ... يا علی