Intoxication

شما رنگ رنگی ترین خواب حوضید... ماه

همان نقره ای سهم این پنجره، یک تماشا نگاه

حیاط از شما آسمان می شود، 

و هر گوشه اش مسجد و معبد و خانقاه

سخاوتگرانه بر ایوان این خانه تابیده اید

وهرسنگ آن رنگ تعظیم و تعظیمگاه

کجا می شود خیره شد تا شما تا ابد؟

فقط خیرگی، خالی از عقل و پاک از گناه

اگر آسمان بی شما بود گم می شدم

شما نفس نورید و فانوس راه

شما رنگ رنگی ترین خواب حوضید...ماه

نوشتم، ولی کم، غلط... اشتباه

غزل مرد تعبیر این خواب نیست

غزل حبس فریا و تکرار آه...

                                                          ا دیسه

                                                           بهار 85

Dream اثر پیکاسو

Dream اثرپیکاسو

...: و اینکه ترجمه دون هم آپدیت شد. قلم همسایه ها سر چشم.

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 18 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ادیسه

چه مظلومه غزلم... غزلکم...

پاییز!

سلام باور کنيد کار اين سلبيناز بود که تصوير گذاشت و رنگشو عوض کرد... پاييزو می گم ... من الان تازه اومدم اينجا هوشيار شدم ديدم که چقدر مثه هم شدن اين دوتا پاييز ... البته جسارت نشه ما کجا و شما کجا منظورم فقط از نظر ظاهری بودش.راستی به قول خودتان -همسايه- سری به نمی زنيد؟ و البته که چه جالب بود اين پست و يکی دوتای قبلی که نيامده بودم بخونم. و همين طور دیریم. به قول جناب علی کوچولو : این کاره بوده پیکاسو !

مينو

غزل حبس فرياد و تکرار و آه.... سلام بچه محل (نه هر محلی!!!) ... مظلوميت غزل دو تا علت داره يا مظلوميت نويسنده ی غزل يا صاحب غزل .... فصل ِ وای باران باران گفتنمون هم که داره می آد ... شيشه ی پنجره را باران شست

پريسا نظام

سلام آقای امامی داشتم گشتی تو وبلاگهای شعر می زدم با پاييز شما مواجه شدم خوشحال شدم که يکی از گذشته ها با نم قلمش لحظهای حالم رو رنگين کرد . خبری از دوستان داريد ؟ موفق باشيد

امير

تنها عاشق بمان همين

سلبی ناز

همسايه... من هستم... فقط راهم را گم کردم... دارم می گردم و نگاه می کنم که پيدايش کنم... (پاييز راست گفته... من رنگ و روی خانه اش را دستکاری کردم... آخه اونجا خانه ی خودم هست از لطف صاحبخانه اش... من هم همين حالا متوجه شباهت های رنگ و تصوير شدم...) همسايه... ممنونم از لطف... برای پيدا شدنم دعا کنيد...

نجمه

من مثل بقيه اين طوری رمانتيک نيستم و بار يه غزل رو درک نمی کنم اما اين غزلک بيچاره ی شما قشنگ بود اون قدری که منو تا آخرش با خودش کشوند.... خارج از وب شعر می خونم ولی عمرا توی وبلاگا شعرا رو بخونم جز اين يکی

maman

ترا من چشم در راهم...وقت تحويل پاييز٬دعا يادت نره لطفن...در پناه مهرش...

يکتا

سلام ... بعد مدتها ... خوبيد حضرت آقا؟! .. دفاعمان رسيد به سه شنبه ساعت ۲... همان خراب شدهء خودمان ...