فصل ماه

cape-moon_l.jpg

دست خودم نیست بانو،خیره به سمت همیشه ماهتاب شما، قلم روی کاغذ می گذارم و...

***

و فصل ماه می رسد، زمان جذر و مد شدن

حلول تو،

تولد دریچه ای

به سمت روشن بهشت

زمان شوق آسمان،

گذشتن  و دویدن و...

از آب و خاک رد شدن

عبور می کنم شبی، از این سرای سرد سار

از این حدود منحصر،

از این ترانه مردگی عبور می کنم شبی

و مبدإم سکون من،

و مقصدم، حضور بی امان تو

به سمت  مهر و ماه بار

و وقت مهر می شود، تمام شعر می شوم

به اعتدال می رسم

کمی خودم

و مابقی، نکاه نقره ریز تو

اضافه می شوی به من

زیاد می شوم ولی

هنوز پیش تو کمم

غزل ترین سرودهء همیشه و هنوز من،

تمام ماه هر شبم، تمام ماه ها ی سال

دو چشم خیره می شوم،

دو برکه رو به روبروی تو

و جذر و مد من شبی،

به اوج موج می رسد

به تو تمام می شود.

ادیسه

آبان ۸۵

 

 

                                                                                                          

 

 

 

 

 

 

 

                                                                        

 

 

 

 

 

 

 

/ 24 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ايلار

ببين چون مژگان بانو خيلی تعريف کرده ازت رم نمی شه چيزی بگم.. ولی خودت که می دونی اگه ژيش بودم چی می گفتم بهت.. اما انصافا بدک نبود... يعنی خوب بود. يعنيکه خوبه ديگه. باز هم ادامه بديد و شايد انشتين ادبيات شديد حالا که کتاب های گاج را روی ديوارها تبليغ می کنند انگار که پدر بزرگشون بوده. خلاصه ارادتمند هستيم.

احسان

جاش همونجاس که گفتم. چه دل صاحب داشته باشه چه نداشته باشه. چه يادش بيفتی چه نيفتی.. :)

سوده

سلام.با کمی تاخير البته..تولدت مبارک آقا ميثم...

سوده

چرا تاخير..تولدت مبارک..اينهم هديه تولدت: کنار رود نشسته ام کنار کاج پير نه آفتاب تنبل خزان نه واژگان بی ابهتی که بر لبان من نشسته اند نه هيچکس .............. نه زورقی نه تخته پاره ای که گم کند مرا درون دستهای رود ... وخيره می شوم به برگهای زرد بی قرار و نم نمک چو برگ زردی از درخت روزگار .... و خواب دیده ام ...... چه گويمت که کاجها که سروها که بيدها حضور خسته تو را به انتظار رويشی دوباره بر دخيل های کوچه ها گره زدند وقامت بلند انتظار تولد دوباره تو را سرود کرده است

maman

يادم هست...در پناه خالق روزهای آمدن...لبخند...

لی لا- آبی آسمانی

عاشقانه تان قشنگ بود من البته برخی واژ ه ها را نخواندم... تو هم رفته بود. ممنونم برای حضور مهربانتان.

لی لا- آبی آسمانی

شعرتان قشنگ بود گرچه همه ی واژ ه های را نتوانستم بخوانم در هم رفته بود... ممنونم برای حضور مهربانتان.

لی لا- آبی آسمانی

ااا... :) آن طوری بهتر شد. اما من در قواره نقادی نيستم آقا. مرا ياد اين ترانه انداخت : تمام ناتمام من با تو تمام ميشود / شاعر بی نام و نشان صاحب نام ميشود... مزاحمت مرا ببخشيد.